ابو القاسم سلطانى

93

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

ماده Atraktylis دارد لذا Atraktylis قرطم برى مىباشد . اين واژه به اطراكتولس معرب شده و واژه هاى اطراقتوليسن ( ابو ريحان ) ، ارطوقطولوس ( ابن بيطار ) ، اطروقطوس ( انصارى ) ، اطريطولس ( عقيلى خراسانى ) واژه‌هاى معرب و تحريف شده و مترادف با Atraktylis مىباشد 2 * . نام علمى قرطم‌برى در كليه واژه‌نامه‌ها از جمله فرهنگ بهرامى Carthamus lanatus L . آمده است . ابن سينا مىنويسد بعضى مزاج آن را در ابتدا گرم و در دوم خشك دانسته‌اند ولى در حقيقت در دوم گرم و در سوم خشك است . اگر عقرب گزيده آن را در دهان خود نگهدارد تا هنگامى كه در دهان دارد درد نيش كژدم حس نمىشود عصفر برى همراه با عسل به‌طور موضعى در آفت كودكان سودمند است 3 * . خوردن حدود 5 گرم از برگ و ميوه آن با 5 ، 2 گرم فلفل سياه جهت گزيدگى عقرب سودمند است 4 * . قابل ذكر است كه اسرائيلى قرطبى در شرح اسماء بادآورد را مترادف با قرطم‌برى آورده است 5 * . امروزه براى گياه اثر قاعده‌آور ، معرق و تب‌بر قائل مىباشند . گياه را به عربى قرطم‌برى ، عصفر برى ، شوارب عنتر ، قرصف و به فارسى زعفران بيابانى ، كاژيره صحرائى ، علف كشكول ، خركنگل ، تيغ گرگى مىنامند . ( 1 * ) - دياسقوريدوس م 3 ش 88 ص 283 ( 2 * ) - صيدنه عپ 305 ، جامع مفردات ج 3 - 46 ، اختيارات 344 ( 3 * ) - تت قانون عپ 419 و 296 ( 4 * ) - تحفه 204 ، مخزن 442 ( 5 * ) - شرح اسماء م - 44 Code - 1256 قرطم Carthamus tinctorius L . قرطم ميوه گياهى است يك ساله ، بدون كرك به ارتفاع 90 - 40 سانتيمتر ، خاردار ، علفى از خانواده Compostae با ساقه ايستاده ، برنگ سبز مات متمايل به آبى ، كم‌وبيش سفيدرنگ ، در قاعده سخت ، منشعب به صورت ديهيم با شاخه‌هاى محكم ، برگ تخم‌مرغى ، موجدار ، سرنيزه‌اى ، كامل ، دندانه‌دار منتهى به خار ظريف و نوك‌تيز ، بدون دمبرگ و بدون كرك ، با رگبرگ‌هاى مشخص در سطح زيرين پهنك كه به صورت مشبك مىباشد . گل منفرد ، زرد يا نارنجى رنگ يا زرد متمايل به قرمز ، براكته‌هاى خارجى سبزرنگ و مانند برگ كه در كنار آنها خارهاى ظريف ديده مىشود ولى در فرم پرورش يافته معمولا فاقد خار مىباشد . موسم گلدهى فروردين و ارديبهشت مىباشد . دانه كه در طب سنتى به نام قرطم ناميده مىشود و در حقيقت ميوه مىباشد . فندقه ، واژه تخم‌مرغى ، سه‌پهلو سفيدرنگ و در قسمت انتها داراى دسته تار نازك مىباشد . منشاء اوليه گياه را برخى عربستان و بعضى ايران و شمال غربى هند دانسته‌اند و از نظر مصارف روغن دانه و ماده رنگى گل‌هاى آنكه امروزه گلرنگ و در قديم عصفر ناميده شده پرورش داده مىشود . محل رويش آن در ايران ، خراسان ، آذربايجان ، تفرش ، اراك ، بندر لنگه ، اصفهان و